شنبه یازدهم آذر 1385
گلدون و دل من!
بنام آنکه جان را فکرت آموخت
با سلام
وقتی گلدون خونمون شکست پدرم گفت: قسمت این بود.
مادرم گفت: حیف شد. خواهرم گفت: قشنگ بود. برادرم گفت: کاش دو تا داشتیم.
اما وقتی دل من شکست کسی به فکرش نبود!
دوستان منتظر نوشته های قشنگتون هستم.
پنجشنبه نهم آذر 1385
ماهی و ماهیگیر!- دریاچه و برکه!!
با سلام به همه دوستان! امیدوارم حال همتون خوب باشه و دنیا به کام و......
ماهی شده بود باورش اگه تور بندازن سرش میشه عروس ماهیها! شاه ماهی میشه همسرش!!
ماهیه باورش نبود تور اگه بندازن سرش نگاه گرم ماهیگیر میشه نگاه آخرش.
مهم نیست دریاچه ای وسیع باشی یا برکه ای کوچک
اگر زلال باشی آسمان در تو پیداست.
چهارشنبه پنجم مهر 1385
سلام
سلام به همه دوستان عزیز! خیلی خیلی دلم براتون تنگ شده![]()
![]()
حدود یک ساله (البته چند روز دیگه مونده تا بشه یه سال) که توی وبلاگم چیزی نوشته ام ولی تصمیم دارم دوباره شروع کنم. البته یک سال مدت زمان کمی نیست ولی چقدر زود گذشت و......
در طول این یک سال دوستان جدیدی به جمع دوستان قدیمی من اضافه شده اند که از این بابت خیلی خوشحالم و به همهشون افتخار می کنم. راستی بعضی از دوستان هم از یه نفره بودن نجات(!!!!؟) یافته اند و دو تا شده اند!!(منظورم ازدواجه دیگه) به هر حال به اونها هم صمیمانه تبریک میگم و براشون آرزوی خوشبختی و سعادت دارم.
برای روز اول قرار نیست خیلی بنویسم!!! (گر چه بعد ازیک سال بایدحرفهای زیادی برای گفتن داشته باشم)
مثل قدیما چند جمله کوتاه :
زندگی شهد گل است که زنبور زمان می خوردش وآنچه باقی می ماند عسل خاطره هاست.
اگه یک روز شاد بودید آرام بخندید تا غم بیدار نشه! و اگه یک روز غمگین شدید آرام گریه کنید تا شادی ناآمید نشه.
دل من دیر زمانیست که می پندارد دوستی نیز گلیست مثل نیلوفر ؛ ناز! و ساقه ای ترد و ظریفی دارد. بی گمان سنگ دل است آنکه روا می دارد جان این ساقه ی نازک را دانسته بیازارد.
باران بهانه است آسمان را هوس بوسه زدن بر خاک است.
هر که رفت...پاره ای از دل ما را با خود برد ...اما....او که با ماست ...او که نرفته است.... از او بپرسید که چه می کند با دل ما!؟
یادم باشد:حرفی نزنم که به کسی بربخورد....نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد....راهی نروم که بیراهه باشد....خطی ننویسم که آزار دهد کسی را. یادم باشد: که روز و روزگار خوش است.... همه چیز روبه راه است و خوب......... تنها..... تنها دل ما که دل نیست!!
اگه لطف کنید، نظرات قشنگتون را حتماً می خونم.
چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384
دریا باش
امروز دقیقاً یک ماهه که آپ نکردم. از این بابت از همه دوستانی که سر زدند عذر خواهی
می کنم(علت مشکلات کاری اینجانب بوده است.). از اظهار محبت همه دوستان ممنونم.
![]()
![]()
مردی پیش بایزید بسطامی (عارف معروف) رفت و گفت: «چرا هجرت نکنی و به سفر بیرون نشوی تا خلق را فایده دهی؟ » گفت: «دوست مقیم است و به وی مشغولم و به دیگری نمی پردازم.» آن مرد گفت : « آب که دیر ماند به جای خود بگندد.» بایزید پاسخ داد:
« دریا باش تا هرگز نگندی.»
یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1384
خوشبخت و خوشبختی
کلید خوشبختی در بخشیدن آن است و نه تملک آن.
خوشبختی را می توانی ببخشی بدون آنکه آن را داشته باشی!
خوشبخت کسی است که محیط اطرافش همرنگ او باشد.
چهارشنبه نهم شهریور 1384
موطن
موطن آدمی در قلب کسانیست که دوستش دارند.
![]()
![]()
![]()
![]()
شنبه پنجم شهریور 1384
دست در گریبان!!
جالینوس ابلهی را دید دست در گریبان دانشمندی زده و بی حرمتی همی کرد.
گفت:اگر این نادان نبودی( دانشمند) کار وی با نادانان بدینجا نرسیدی!!
گلستان سعدی
پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384
نیکی- نردبان موفقیت!!!
باز سروکله من پیدا شد یه چند روزی سر ما شلوغ بود و شما از شر ما راحت!
نیکی آن نیست که ثروت خود را با دیگران قسمت کنی نیکی آن است که غنای درونی انسانها را برخود آنان آشکار کنی.
![]()
هرگز نمی توانید در حالی که دستهایتان را در جیب کرده اید از نردبان موفقیت و پیروزی بالا بروید.
شنبه هشتم مرداد 1384
ادب و خرید!
ادب خرجی ندارد ولی می تواند همه چیز را خریداری نماید.
![]()
![]()
![]()
پنجشنبه ششم مرداد 1384
اندیشه و چهره
"هر اندیشه شایسته ای به چهره ی انسان زیبایی می بخشد."
نظر شما چیه؟
سه شنبه چهارم مرداد 1384
مقام و نا امیدی
اگر روزگاری شأن و مقامت پایین آمد نا امید مشو زیرا آفتاب هر روز هنگام غروب پایین می رود ولی در بامداد طلوع می نماید.
افلاطون
**************
کسی که تملق گفتن بلد است تهمت زدن هم برای او بسیار آسان است.
چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384
نغمه و صحنه ی زندگی
هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرّم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد.
سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384
تملق و کلاه!!
کسی که تملق شما را می گويد؛يا کلاه سرتان گذاشته است يا اميدواراست که بگذارد.![]()
یک ضرب المثل رومانیایی
شنبه بیست و پنجم تیر 1384
یه هنر دیگه!
اینکه انسان بتواند چیزهایی را که سبب آزار دیگران است در خود از بین ببرد هنر است.
پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384
شنیدن (گوش کردن)و هنر
سخن گفتن نوعی نیاز است اما گوش کردن نوعی هنر. «گوته»
واقعاً چند درصد ما شنونده های خوبی هستیم. ما معمولاً دوست داریم همه به حرفهای ما خوب گوش بدن ولی آیا ما خودمون هم حرفهای دیگران را خوب گوش می دیم.امیدوارم که همه ما صاحب این هنر باشیم ویا اگه نیستیم بشیم!!
بعداً یه هنر دیگه هم براتون میگم!